ای پرنده های مسافر ...
آه ... ای پرنده های مسافر
از قول ما به کوه بگویید
که : جویبارها همه خشک است
از قول ما به ابر بگویید
که : مرگ دشت های سبز رسیده است
ای عابران ساده و معصوم
دنیا چه نابکار و پلید است
اینجا نه دوستی است نه یاری
و دست ها همه نیرنگ
و قلب ها همه تزویر
و خنده ها همه شمشیر
آه ... ای پرنده های مسافر
به خوشه های نارس گندم
از لطفتان دریغ مدارید
کاظم سادات اشکوری
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۸۵ ساعت 1:18 توسط مهدی
|